۱۳۹۰ دی ۱۹, دوشنبه

پاسخ غیر مستقیم سردار علایی به فراخوان محمد نوری زاد

سردار حسین علایی از چهره هایی بود که محمد نوری زاد از وی درخواست کرده بود نامه ای به رهبری بنویسد. خیلی ها از دیدن نام وی در نامه نوری زاد تعجب کردند و کسی هم انتظار نداشت چنین نامه ای از جانب وی نگاشته شود.
با ای حال سردار علایی امروز در صفحه 2 روزنامه اطلاعات یادداشتی به نگارش در آورده است که می توان آن را به نوعی پاسخ غیر مستقیم به فراخوان نوری زاد در نظر گرفت.
وی در این یادداشت قیام 19 دی را مورد توجه قرار داد و با اشاره به کشتار خیابانی مردم در این روز نوشت: تا قبل از اين حوادث، مردم مستقيما شاه را خطاب مخالفت‌هاي خود قرار نمي‌دادند و سعي مي‌کردند تا انتقادات را متوجه نبود آزادي بيان در کشور، فقدان آزادي‌هاي سياسي و رفتار بد مأمورين دولتي به ويژه عناصر گارد شاهنشاهي و در نهايت دولت وقت بکنند. اما تداوم رفتارهای خشن حکومت و سرکوب شديد اعتراضات باعث شد که مردم لبه تيز مخالفت‌هاي خود را متوجه شخص شاه بکنند و خواستار تغيير اساسي در نظام حاکم شوند.
علایی که از مشابهت سازی وقایع سیاسی پرهیزی هم نمی کند در ادامه با اشاره به این که کشته‌هاي خياباني و بازداشت مردم و تعداد زندانيان سياسي باعث شد عملا از اقتدار نظام شاهنشاهي کاسته شود نوشت: با ادامه این روند، نامه نگاري‌ها به شاه شروع شد و او به حق عامل همه نابساماني‌هاي کشور اعلام شد.‏
در بخش پایانی، حسین علایی سوال هایی را پیش روی مخاطب قرار می دهد و می نویسد احتمالا سوالات زير پس از فرار براي شاه مطرح شده باشد که مي‌تواند براي سايرين تجربه‌اي مهم و عبرت آموز باشد.
برخی سوالات معناداری که علایی (از زبان محمدرضا شاه) طرح کرده و آنها را برای عبرت آموزی مهم توصیف می کند و قطعا در هیچ نشریه ای امکان بازنشر نخواهد داشت به شرح زیر است:
اگر به مردم معترض اجازه راهپيمايي مسالمت‌آميز را مي‌دادم و آنها را متهم به اردو کشي و زورآزمايي خياباني نمي‌کردم، مسئله خاتمه نمي‌يافت؟
اگر به مأمورين دستور مي‌دادم که به تظاهر کنندگان تيراندازي نکنند و هوشمندانه و با تدبير آنها را آرام کنند،نتيجه بهتري نمي‌گرفتم؟
آيا اگر به جاي حصر کردن بعضي از بزرگان در خانه‌هايشان و تبعيد تعدادي ديگر به ساير شهرهاي دوردست و زنداني کردن فعالين سياسي، باب گفت‌وگو و مراوده با آنها را باز مي‌کردم، کار به فرار من از کشور مي‌انجاميد؟
اگر به جاي اتهام زدن به مردم که خارجي‌ها عامل تحريک شما هستند به شعور جمعي آنها توهين نمي‌کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجي‌ها پناه ببرم؟
آيا اگر به جاي متهم کردن مخالفين خودم به اقدام عليه امنيت کشور، وجود مخالف را مي‌پذيرفتم و حتی آن را قانوني تلقی مي‌کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی‌توانستم بيشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟
علایی به عنوان نتیجه گیری در پایان می نویسد: طبيعي است که ديکتاتورها براي خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در زماني که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شده‌اند فرصت طرح اين سوالات را ندارند و زماني به فکر مي‌افتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن مخالفين، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ايستاده مردن ترجيح دهند.
یادداشت حسین علایی را، هم می توان پاسخی غیر مستقیم به فراخوان نوری زاد در نظر گرفت و هم اینکه آن را بغضی فروخفته دانست. هرچه که هست طرح چنین مبحثی از جانب وی و انتشارش در روزنامه اطلاعات اقدام ویژه ای به شمار می رود که جای توجه بسیار زیادی دارد.

متن کامل این یادداشت را می توانید اینجا بخوانید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر