۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

آیا ما اشتباه کردیم؟

س.س: اين روزها که تقريبا اکثر فعالين سياسي به اين نتيجه رسيده اند فراکسيون اصلاح طلبان مجلس عملکرد ضعيفي داشته و حتي حضور همين اعضا در مجلس نهم هم دردي را دوا نمي کند اين پرسش به صورت جدي مطرح است که آيا فعاليت انتخاباتي در دوره هاي گذشته امر اشتباهي بوده و بايد از آن بابت نادم و پشيمان باشيم؟
آيا اين که مي گوييم عملکرد اصلاح طلبان مجلس ما را شرمسار کرده به اين معنا است که کار اشتباهي انجام داديم و از ابتدا نبايد روند اصلاحي پيش مي گرفتيم و تحريمي مي شديم؟
پاسخ من به اين سوال ها منفي است. اگر قرار باشد به واسطه ناکامي اصلاح طلبان در اين مجلس، راي به اين دهيم که تحريمي ها دوره قبل درست مي گفتند نتيجه گيري نادرستي رقم زده ايم.
در درجه اول بايد در نظر داشته باشيم يک دهم اتفاقاتي که منجر به اين شده تا اصلاح طلبان اين دوره در انتخابات شرکت نکنند در دوره قبلي رخ نداده بود و بخش قابل توجهي از معتقدان به عدم شرکت در انتخابات پيش رو، در اعتراض به شيوه برگزاري انتخابات قبلي و برخورد خشونت باري که با معترضان شد و حبس و حصرهاي غير قانوني، به حالت قهري کناره گرفته اند و شرايط دو سال گذشته اساسا شرايط متفاوت و ويژه اي بوده است.
نکته بعدي اينکه به انتخابات دوره قبلي مجلس مي توان به چشم دو امدادي نگاه کرد. ما تمام تلاشمان را کرديم تا چوب را به دست نمايندگان برسانيم و قرارمان اين بود تا آنها نيز از رقیب سبقت بگیرند و با موفقيت به خط پايان برسند. اکنون به ده ها دليل، نمايندگان ناکام مانده اند و شرمساري ما را رقم زده اند (و در واقع زحمت های ما را به هدر داده اند) اما اين دليل مي شود که اساسا حضور در چنين مسابقه اي را از ابتدا اشتباه بدانيم؟
نبايد فراموش کنيم اگر تعدادي از چهره هاي سرشناس اصلاح طلب از تهران راهي مجلس مي شدند امکان تغيير معادلات وجود داشت و ممکن بود نتيجه گيري امروزمان از عملکرد اصلاح طلبانِ مجلس و اوضاع و احوال خط پايان متفاوت باشد.
نکته مهم ديگر اين که يکي از دلايل مهمي که باعث شده بخش اعظم اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات خودداري کنند اين بوده که اساسا پس از انتخابات سال 88 ديگر اعتمادي وجود ندارد به اینکه هرآنچه در صندوق ها ريخته مي شود خوانده شود. تا پيش از آن چنين بي اعتمادي و بدگماني عمومي وجود نداشت و روزنه هايي براي حداقلي از انتخابات ديده مي شد. 
در چنين وضعيتي است که معتقدم عدم شرکتي که اينبار از آن سخن مي گوييم تاکتيکي براي تمام فصول نبوده و به محض آنکه شرط های اعلام شده براي رقابت و برگزاري انتخابات آزاد  و سالم فراهم شود، بايد ستادها را به راه انداخت و روش اصلاحي برگزيد. با اين تفاوت که تابش ها، خبازها و محجوب ها را کنار گذاشت و امثال داريوش قنبري ها، اعلمي ها، جمشيد انصاري ها و حتي علي مطهري ها را تقويت کرد.
پس با صراحت مي نويسم ما بابت عملکرد بخش قالب توجهي از اصلاح طلبان در مجلس هشتم شرمسار و ناراحتيم اما ضعف و ترس و سستي و بي عملي افراد راهيافته به معني اشتباه رفتار سياسي ما نبود، همانطور که اگر در ميدان جنگ، مسئول تيربار، تيرها را به خطا زد يا حتي از روي ترس جرات نکرد سرش را بالا بياورد و شليکي کند، دليل نمي شود مسئول انبار و راننده حمل مهمات و نيروهاي پشتيباني کننده را ملامت و از رساندن اسلحه به خط مقدم ابراز پشيماني کرد. البته فرمانده را بايد به سوال و انتقاد کشيد که اين چه نيروي فاجعه باري بود که براي چنين مسئوليت مهمي گماشتيد و در عرصه انتخابات هم بايد ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را سرزنش کرد که اين چه کانديداهايي بود مورد حمايت قرار داديد. اما تير و اسلحه را هميشه بايد به خط مقدم رساند. توپ را بايد براي مهاجم سانتر کرد. حال اگر مهاجمان موفق به گلزني نشوند و فرصت دروازه خالي را هم هدر دهند، هافبک ها از پاس و سانتر خود پشيمان که نمي شوند. راه هاي ديگر را امتحان مي کنند، به بازيکنان ديگر پاس مي دهند و نهايتا مربي، مهاجم را تغيير مي دهد نه اين که کل فرايند قبلي يکسره زير سوال رود. (مگر اينکه ناداوري اساسا امکان رقابت را سلب کند)
نکته آخر این که امکان دارد تاکتیک عدم شرکت در انتخاباتی که اینبار از آن دفاع می کنیم هم در نهایت به نتیجه مطلوب نرسد و بعد از انتخابات، از افرادی که نگذاشتند کار به نتیجه برسد گلایه کنیم اما تردیدی در این نیست که در مقطع حاضر بهترین تصمیم را گرفته ایم و به نوبه خود کوشیده ایم اثر گذار باشیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر