۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

آقایان شرمنده مان کردید

س.س: آقایان نماینده ای که به نام اصلاح طلب وارد مجلس شدید و برخی هایتان حتی به عضویت فراکسیون اقلیت هم در نیامدید، روی این نوشته با شما است.
به پاس زحمتی که چهار سال پیش در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان برای پیروزی شما کشیدم و وقتی که برای قانع کردن مردم در خیابان ها و میادین برای رای دادن به شما صرف کردم و صبر و مدارای چهار ساله ام در برابر عملکردتان، به خود حق می دهم در هفته های آخر نمایندگی نهیبی بزنم و گلایه ای کنم.
به راستی چه شد که قبل از برگزاری انتخابات، به عنوان اصلاح طلب خود را معرفی کردید و تلاش کردید در فهرست «یاران خاتمی» حضور داشته باشید اما بعد از پیروزی در انتخابات حتی دلتان نیامد عضو فراکسیون اقلیت شوید و در تصمیم گیری ها منسجم و یکپارچه عمل کنید؟شما که برای حضور و مصاحبه در ویژه نامه های انتخاباتی سر و دست می شکستید و از نقاط دور نماینده می فرستادید تا دیدگاهایتان را به دست ما برسانند چه شد که بعد از حضور در بهارستان از ابراز نظر در خصوص مسائل روز خودداری کردید و در پاسخ به سوالات ما از گل و بلبل حرف زدید و گوشی هایتان را خاموش کردید؟مگر ما چه توقع و انتظاری از شما داشتیم که آن را هم دریغ کردید؟

دیدار اعضای فراکسیون اقلیت با سید محمد خاتمی
ما دلمان به یک فریاد مصلحانه یا اعتراضتان خوش بود. خیلی توقع بالایی نداشتیم. دوست داشتیم اگر نامه ای را امضا می کنید با لابی و مذاکرات پشت پرده امضایتان را پس نگیرید. انتظار داشتیم اگر ظلمی می بینید و خطایی مشاهده می کنید بنا به مصالح شخصی از آن چشم پوشی نکنید و با سکوت خود آزارمان ندهید. به راستی چه شد که سوم تیری ها در حق اصلاحات و بزرگانش هر آنچه خواستند گفتند و شما تنها نظاره کردید؟ حتی یک «دو» ناقابل هم جرات نکردید بگویید؟ در چهار سال گذشته چرا از خبرنگاران اصلاح طلب فاصله گرفتید و از انجام یک کار فراکسیونی دسته جمعی و قدرتمند عاجز ماندید؟ راستی یک بار شد همه اعضا (همه شمایی که با عنوان اصلاح طلب وارد مجلس شدید) دسته جمعی در جلسه ای کنار هم بشینید و ببینید چند نفرید و چه کاری از دستتان بر می آید؟

مگر شرط نشده بود وقتی نامتان در لیست اصلاح طلبان قرار می گیرد بعد از حضور در بهارستان هم لازم است به عضویت فراکسیون اصلاح طلبان در بیایید؟ عکس های یادگاری قبل از انتخابات را یادتان که نرفته؟

گوش هایمان به رادیو ماند در نطق میان دستور حرف حسابی بزنید و با تذکرهای شفاهی و کتبی از ناراستی و خطا انتقاد کنید. چشم انتظار ماندیم آبستراکسیونی، استیضاح هدفمندی، طرح خلاقانه ای، ائتلاف حساب شده یا نطق پرشوری از شما ببینیم. در راهروهای پارلمان، روی آن سنگ های سخت، عذاب کشیدیم یکی تان بیاید حرف حسابی بزند و دلگرممان کند... نشد که نشد. اگر از ابتدا بنای چنین رویه ای داشتید همان ابتدا رک و راست می گفتید و تکلیفمان را روشن می کردید. مگر تعارف داشتیم؟ ما به اعتبار اصلاح طلب بودنتان برای شما ویژه نامه منتشر کردیم و از مردم خواستیم به شما رای دهند.
خیلی هایتان را ندیده بودیم، اسمتان را نشنیده بودیم و شناختی از شما نداشتیم اما به حرمت آنکه خودتان را اصلاح طلب معرفی کردید و در لیست یاران خاتمی قرار گرفتید و تشکل های اصلاح طلب استانی از شما حمایت کردند مورد حمایت ما هم قرار گرفتید و با این امید که به لوگوی پوستر و هویت مشترکمان وفادار بمانید شما را به مردم معرفی کردیم.
والله که شرمنده مان کردید در برابر خلق الله.
ما بی هیچ چشمداشتی از اعتبار خودمان خرج کردیم، از وقت و زندگیمان زدیم و در ایام تبلیغات با مردم جر و بحث ها کردیم که آی مردم به صحنه بیائید تا مجلسی پویا و مقتدر داشته باشیم. به راستی چه کردید با اعتمادی که مردم به شما کردند؟ ارزیابی ما به کنار، خودتان به عملکرد چهار ساله تان چه نمره ای می دهید؟
می گویید شرایط و فضا برای فعالیت فراهم نبود؟ اشکالی ندارد. می پذیریم اما اشتیاقتان را برای ثبت نام و حضور دوباره در جایی که شرایط و فضا برای فعالیتتان فراهم نبود چگونه قبول کنیم؟
آقایان می دانم که این ها را می خوانید و به روی مبارک هم نمی آورید و از یک ابراز شرمندگی هم دریغ می کنید اما لااقل بیائید، حالا که باز برای انتخابات کاندیدا شده اید، خود را اصلاح طلب معرفی نکنید تا دلمان بیش از این خون نشود. این روزها اصلاح طلبی که نام و نانی در بر ندارد. شما هم که تعلق خاطری به اصلاحات ندارید. پس رهایش کنید در این رنج بی حساب، با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب...

* منتشر شده در روزنامه روزگار، یکشنبه 11دی ماه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر