۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

آقایان،خانم ها؛همکاری بی همکاری

س.س: بي تعارف بگويم در سال هاي گذشته جزو افرادي بودم که ديگران را به همکاري با ماموران مرکز آمار دعوت کرده و از همه دوستان و آشنايان مي خواستم که براي اين که دولت بتواند برنامه ريزي بهتري براي امور مختلف داشته باشد، اطلاعات مورد نياز را در اختيار گذاشته و از هيچ کمکي مضايقه نکنند.
با اين حال امسال نه تنها چنين درخواستي از کسي نداشتم بلکه با صراحت اعلام کردم به چنين دولتي هيچ اطلاعاتي نخواهم داد، همچنان که مدت ها است انتظار ارائه هيچ آمار درست و واقعي از چنين دولتي ندارم.
پرسشم اين است چرا بايد با مرکز آمار دولتي همکاري کرد که همه آمارها را به سود خود دستکاري کرده و هر آمار و ارقامي فقط بايد به اين نتيجه منجر شود که اوضاع مردم بهتر شده و دولت، خدمتگزاري بي سابقه اي داشته است؟
دولت مگر با آمار و ارقامي که کارشناسان خودش محاسبه کرده اند چه گلي به سر ما زده که تنها دردش شده اطلاعات خانوار؟ آقايان آمار نرخ تورم و ايجاد اشتغال را خيلي درست حساب کرده اند که حالا سراغ آمار شهروندان آمده اند؟
دولتي که مردم را نامحرم مي داند و از اعلام موجودي صندوق ذخيره ارزي خودداري کرده و ساده ترين آمارها را با شهروندان در ميان نمي گذارد چرا انتظار دارد مردم اطلاعات شخصيشان را با مامورانش در ميان بگذارند؟
دولتي که ثبت نام مردم براي دريافت يارانه را افتخار خودش و نشانه اعتماد مردم به دولت عنوان مي کند، از کجا معلوم فردا همکاري مردم با مرکز آمار را سند مشروعيت و محبوبيتش عنوان نکرده و از آن بهره برداري سياسي خاص خودش را انجام ندهد؟
چرا بايد با مرکز آمار دولتي همکاري کرد که آمار و ارقام هرگاه به ضررش باشد مهر محرمانه مي خورد و اساسا ارائه آمارش در سال هاي گذشته حرف و حديث زيادي در پي داشته است؟ به عنوان نمونه، پنهان کاري در اعلام نرخ رشد اقتصادي کشور و بازي عجيبي که مسئولان در اين زمينه به راه انداختند را آيا مي توان فراموش کرد؟ با چنين دولتي چرا بايد همکاري کرد؟
به دولتي که روش محاسبه نرخ بيکاري را دستکاري مي کند تا آمار شاغلين را بيشتر نشان دهد چرا بايد اعتماد کرد؟
دولتي که هرچه را هرگونه که بخواهد اعلام مي کند و شاخص هايش در همه ابعاد رشد و تعالي را نشان مي دهد اساسا چه نيازي به همکاري ما دارد؟ اصلا مگر نهادها و بخش هاي مختلف در مواقع لازم همکاري مناسب با رسانه ها براي ارائه آمار به جامعه را دارند که حالا همکاري مناسب مردم را طلب مي کنند؟
به راستي دلمان به کدام رويه دولت نهم و دهم بايد خوش باشد که حالا دلمان بيايد با آن همکاري کنيم؟
دولتي که با شهروندانش صادق نيست و آمار و ارقام برايش نقش اسباب بازي را دارد و از هر عدد و رقمي مي کوشد استفاده ابزاري کند يک جا بايد هزينه اقدامش را بدهد. آمار و ارقام شوخي نيست، اين را بايد دولتمردان بفهمند.

۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

حکایت همچنان باقی است

م.ت: مث کتاب قدیمی خاک خورده عزیزی که بعد چند سال از کتابخونه بیرون می آری و ورق می زنی، مثل اون حس غریبِ دست گرفتن کتاب، اون احتیاط تو ورق زدن، اون خیره شدن به سطر سطرش. اون یه گوشه نشستن و به جایی زل زدن و باز ورق زدن. چیزی شبیه همین حس.

 یادم نمی آد اولین بار که می خواستم اینجا بنویسم، باد می اومد یا نه. یادم نمی آد که کجا بودم و به چی فکر می کردم. یادمه که ذوق داشتم و وبلاگ یه چیز تازه بود و سجاد مثل همیشه رفیق بود. الان که می نویسم، باد شدیدی می آد. بادی که بهش عادت کردم. اونقدر که وقتی منو از خونه جدا کرد و تا اینجا آورد بهش تن دادم و هنوز خاضرم خودمو به دستش بدم که باز ببره. سجاد هنوز رفیقه و هنوز می شه که باهم بنویسیم. مایی که روزی تو گوشه این وبلاگ نوشتیم روزنامه نگاریم و بیست چند سال سن داریم. مایی که حالا روزنامه نگاریم و چیزی به سی سالگیمون نمونده. بله، درسته، زمان مث برق و باد می گذره و آدمها از هم دور می شن یا بهم می رسن. حکایت غریبیه.کتاب کهنه رو که از کتابخونه دربیاری و بتکونی، دیگه کهنه نیست. یه کتاب تازه است.چرا اصلن کتاب؟ یه تعبیر بهتر هم هست. انگار که شراب کهنه ای رو از انبار بیرون بیاری و بشینی و بهش خیره شی و...
پ-ن: انگیزه ای عزیز پشت این شروع دوباره است. انگار که حس های از دست رفته رو دوباره کشف کرده و  انگار که دوباره آغاز شده ام.
j